دعای فرج
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

وقتی راه و روش آل شیخ صراط مستقیم می شود!

وهابی ها گاهی چنان غرق اغراق پیرامون محمد بن عبدالوهاب و فرزندانش می شوند که حتی سخنانی را مطرح می کنند که باعث تعجب موافق و مخالف این مکتب می شود!!

ماجرا چیست؟

در کتاب “الدرر السنیه فی الاجوبه النجدیه” چنین امده است:

هیچ کدام از مردم حق ندارند از راه وروش آل شیخ (فرزندان محمد بن عبدالوهاب) برگشته و بایستی بر اصول دینی که او با استمرار برقرار کرده ثابت قدم باشند چرا که آن راه صراط مستقیم هست ، آن روشی که هر کس از آن روی برگرداند به مسیر اهل جهنم قدم بر داشته است

 

ولا ینبغی لأحد من الناس العدول عن طریقة آل الشیخ رحمة الله علیهم، ومخالفة ما استمروا علیه فی أصول الدین، فإنه الصراط المستقیم، الذی من حاد عنه فقد سلک طریق أصحاب الجحیم

 

الدرر السنیة فی الأجوبة النجدیة، ج۱۴، ص ۳۷۵

اما آیا می دانستید این صراط مستقیم ( آل شیخ) چه کسانی هستند؟

عبدالعزیز آل شیخ

برخی از فتواهای عبدالعزیز

وی فتاوای مسخره ای دارد که از آن جمله است:

  •  جشن میلاد برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرام
  •  قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام!
  •  کمک ایران ستمکار به یمن حرام!
  •  کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان حرام!
  •  همه کلیساها را خراب کنید!
  •  برپایی جشن عروسی پسر شیخ در روز عاشورا!!!!
  •  جشن ملی عربستان حلال!
  •  راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله حرام!
  •  شعار علیه آمریکا حرام!
  •  راهپیمایی برای همبستگی با مردم غزه و فلسطین ممنوع!
  •  فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام!
  •  همه آثاراسلامی را خراب کنید و آثار باستانی را نگاه دارید!
  •  حمله به شیعیان!
  •  بیداری اسلامی و اخراج دیکتاتورها حرام!
  •  دیدن سریالهای ترکیه حرام!
  •  سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه!
  •  وجود امام زمان دروغ است.
  •  ایرانی ها مجوس و آتش پرست هستند.
  •  دفاع از مردم بحرین حرام!
  •  حمله به مسئولان سوریه واجب!

 

دفاع عبدالعزیز آل شیخ از یزید و معاویه


حالا شما بگویید:

آیا کسانی که از یزید دفاع می کنند!

آیا کسانی که دخترانشان حجاب را رعایت نمی کنند!

آیا کسانی که صدها نوع فساد دارند!

می توانند “صراط مستقیم” باشند؟

آیا اگر کسی از روش عبدالعزیز آل شیخ. آسیه آل شیخ و… تبعیت نکند. جهنمی است؟؟




تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393 | 21:03 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

دست چپ خدا، دست راست خدا

ابن عثیمین مفتی بزرگ وهابی ها در مورد خداوند و دست های خداوند ادعایی می کند که شاید برای شما مخاطب گرامی هم مطالعه آن جذاب باشد. با ما همراه باشید

ابن عثیمین چنین گفته است:

در کل، خدا وند سبحان را ، بدون هیچ شکی دو دست هست که هر کدام آنها سوای دیگری است، آنگاه که دست چپ را وصف می کنیم منظور این نیست که دست چپ از دست راست قدرتش کمتر است  بلکه هر دو در قوت با هم برابرند

 

وعلی کلّ،فإن یدیه_سبحانه_اثنتان بلا شک،کل واحدةغیر الأخری، واذا وصفنا الید  الأخری بالشمال؛ فلیس المراد أنها أقل قوة من الید الیمنی، بل کلتا الیدیه یمنی

 

مجموع الفتاوی ابن عثیمین ج۹ ص۱۱۲۳

خدای جذابی است. مگر نه؟

http://shia-sonni.com


تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393 | 20:55 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)
تاریخ : چهارشنبه 8 مرداد 1393 | 22:38 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

حدیثی از حضرت علی(ع)درکتاب(احقاق الحق و ازهاق الباطل) درباب علایم ظهور نقل شده که میفرمایند:زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید.سپس قومی ضعیف ظاهر میشوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است(به نظر من اشاره به سنگدلی آنها دارد)وفادار به هیچ عهدی نیستند.به حق فرا میخوانند درحالی که از حق نیستند.اسامی اشان کنیه است.و نسبتهایشان(فامیل)از شهرها گرفته شده.تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا میکنند و خداوند حق را به کسی که بخواهد میدهد


حال اگر شما خوب دقت کنید این نشانه ها با گروه داعش مطابقت دارد1_پرچم های سیاه دارند2_اسامی اشان.کنیه است مثل:ابو مصعب.ابوالبراءو...3_نسبتهایشان به شهرها میرسد مثل:البغدادی و الحرانی و...




تاریخ : جمعه 3 مرداد 1393 | 23:14 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)


ztfhtbji9xir1g6d9tz.jpg

    نبود مغرور، میگفت مستم، میگفت کلب حسین هستم

ولایی بود، خدایی بود، ولی بیشتر رضایی بود

تا که یاعلی میگفتش، بدن دشمن میلرزید

خیلی هارو به سوی هیئت کشید

اونیکه باهاش دارم خاطره / نوحه های ِ سید جواد ذاکره

 

  http://www.majzobolhosein.blogfa.com/category/2

آخرین وداع کربلایی حمید علیمی و حاج آقا دارستانی

با پیکر ذاکر با اخلاص اهل بیت (ع) زنده یاد آسید جواد ذاکر

(لطفا نظرتون و حستونو بعد از دیدن این عکس برای ما بنویسید)miladghorbany.blogsky.com



تاریخ : پنج‌شنبه 2 مرداد 1393 | 14:36 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

ماندن
به پایِ کسی کـه دوستَش داری
قَشنگترین،
اسارت زندگی است...!

حسین پناهی

حقیقت نوشت

گنهکارى گنه کرد و پشیمان شد ز کردارش

گنهکار پشیمان را نبخشیدن ، گنه باشد . . .



تاریخ : پنج‌شنبه 2 مرداد 1393 | 00:52 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

 

اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره-ای از همکار سابقش می-گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
اکبرعبدی می-گوید:
«یک روز سر سریال بودیم.
هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می-خوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره.
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت.
من فقط دوستش داشتم!


http://rika.persianblog.ir/



تاریخ : پنج‌شنبه 2 مرداد 1393 | 00:44 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

کجایند پادشاهانی که شهرها ساختند و آن‌ها را با دیوارها مستحکم کردند؟ کجایند کسانی که در جنگ‌ها همواره غالب بودند؟ روزگار با خاک یکسان‌شان کرد و راهی تاریکی‌ قبرها شدند.

یا مُجِیبَ مَنْ لا مُجِیبَ لَهُ یَا شَفِیقَ مَنْ لا شَفِیقَ لَه . . . .

ای پاسخ دِه آن کَس که پاسخ دِه ندارد ، ای یار دلسوز آن کَس که دلسوزی ندارد

قرآن نوشت

حساب مردم به آنان نزدیک شده، در حالى که در غفلت و روى گردانند!

سوره انبیاء

امام صادق علیه السلام:

کجایند زیبارویانی که به جوانی‌ خود می‌نازیدند؟
کجایند پادشاهانی که شهرها ساختند و آن‌ها را با دیوارها مستحکم کردند؟
کجایند کسانی که در جنگ‌ها همواره غالب بودند؟
روزگار با خاک یکسان‌شان کرد و راهی تاریکی‌ قبرها شدند.

بشتابید، بشتابید!

خود را نجات دهید، خود را نجات دهید

حدیث نوشت

نفس های انسان، گامهایی است که به سوی مرگ بر می دارد
امام علی (علیه السلام)

http://www.ak-hemati.blogfa.com/
 



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 23:34 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
اولین کسى که به دروغ گریه نمود شیطان بود. (آن ملعون به واسطه گریه ، دل بعضى را مى سوزاند، بعضى را غافل گیر مى کند و بر آنها مسلط مى شود و منحرفشان مى سازد.) اولین گریه دروغین او پیش حوا بود. وقتى که از فریب دادن آدم علیه السلام ماءیوس شد، در حالى که گریه مى کرد و اشک مى ریخت نزد حوا آمد و او دلش به حال شیطان سوخت . پرسید: چرا گریه مى کنى ؟ گفت : اى حوا! دلم به حال تو مى سوزد حیف از این زیبایى و جوانى تو که مى میرى و زیر خاک مى شوى .
حوا گفت : چه کنم که نمیرم ؟ گفت : اگر تو و همسرت از این درخت بخورید، دیگر مرگ به سراغ شما نخواهد آمد. حوا رفت پیش آدم علیه السلام و داستان گریه او را بیان کرد و هر دو از آن درخت خوردند و از بهشت بیرون شدند.(237)
نیز نقل شده که : حضرت یحیى بن زکریا (س ) روزى به ابلیس برخورد نمود، در حالى که آن ملعون گریه مى کرد. یحیى علت گریه او را پرسید؟ گفت : اى پیامبر خدا! هر چه در خانه خدا مى روم و او را مى خوانم ، جوابم را نمى دهد و عنایت در حقم نمى فرماید. یحیى از روى دل سوزى عرض کرد: خدایا! چه مى شد اگر درب عنایت خویش را به روى این مرد باز مى کردى و او را مشمول رحمت خود مى فرمودى ؟!
خطاب رسید: اى یحیى ! شیطان به دروغ گریه مى کند، گریه او براى فریب دادن بندگانم است . اگر مى خواهى دروغ او بر تو هویدا شود به او بگو: خدا تو را مى بخشد، در صورتى که بروى کنار قبر آدم علیه السلام و بر خاک او سجده کنى !
یحیى جریان را براى شیطان بازگو کرد و از خواست تا بر سر آدم علیه السلام رود و سجده کند! گفت اى یحیى ! آن وقت که آدم علیه السلام بر مسند عزت و قدرت تکیه زده بود او را سجده نکردم ، چگونه حال که مرده و زیرخاک رفته است بروم و خاکش را سجده کنم ؟ هرگز چنین کارى نخواهم کرد.
خطاب از جانب خدا رسید:اى یحیى ! حال دانستى که گریه آن ملعون نیرنگ بوده و مقصودش منحرف کردن مردم است ؟!(238)
چند نفر از شاگردان و پیروان شیطان هم از او پیروى نمودند و به دروغ گریه کردند. یکى پسران یعقوب که شبانه پیش پدر آمدند، در حالى که گریه دروغین مى کردند و گفتند:اى پدر! یوسف را گرگ خورد و پیراهن خون آلود او را به پدر نشان دادند.(239)
هم چنین در شام ، به امر معاویه به بهانه پیراهن عثمان که خون آلود بود عده اى گریه هاى دروغین کردند و مردم را علیه حضرت على علیه السلام شوراندند. و نیز ماءمون عباسى که در شهادت امام رضا علیه السلام در خراسان به دروغ گریه کرد.(



تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 18:14 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)






آقاجان شرمنده ام


تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 17:40 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)
تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 17:35 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

حضرت سجاد (علیه السلام) نقل می کند: دیدم یک نفر با نیزه به پهلوی پدرم زد. پدرم شمشیر خود را از قلاف خارج کرد تا او راد بکشد اما او را نگاه کرد و نزد.

به جنگ با عده ایی دیگر رفت 2 نفر را هل می داد یک نفر را می کشت. دیدم پدرم گزینشی می کشد و همه را نمیزند. وقتی برگشت به پدرم عرض کردم:

پدر جان! شما آنجا مظلوم بودی چرا آن قردی را که با نیزه به پهلوی شما زد نکشتید؟ پدرم درپاسخ به من فرمود: در چشمانش نگاه کردم دیدم درچند نسل بعد او گریه کن بوجود می آیدhttp://farsolhejaz.mihanblog.com/


تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 17:16 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

وقتی زینب کبری (سلام ا...) بدنیا آمد . حضرت زهرا (سلام ا...) به وجود مبارک امیرالمومنین علی (علیه السلام) می فرماید : سم هذه المولودة . برای دخترمان نام بگذار. علی (علیه السلام) در پاسخ می فرماید: «ما کنت لاسبق علی رسول ا... فی تصمیتها » من بر رسول خدا پیشی نمی گیرم. پیامبر (صلوات ا...) در سفر بود و منتظر شدند تا ایشان بازگشتند. گفتند : یا رسول ا... خدا به ما دختری داده بر او نام گذارید. پیامبر (صلوات ا...) فرمودند : «ما کنت لاسبق علی ا... فی تصمیتها » من بر خدا پیشی نمی گیرم.

پروردگار از طریق جبرئیل پیام فرستاد: انّ ا... یقرءک السلام (اقراء سلام می کند یعنی کسی را وادار کرده که به تو سلام برساند ) و یقول سمها الزینب.http://farsolhejaz.mihanblog.com/post/76


تاریخ : چهارشنبه 1 مرداد 1393 | 17:11 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد

یک آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم

آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش
همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخوای ننه ؟


پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: همینه گوشت بده ننه !


قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فَقَط اشغال گوشت میشه ننه … بدم؟!!

پیرزن یکم فکر کرد و گفت: بده ننه!

قصاب آشغال گوشت های اون جوون رو می کند ومیگذاشت برای پیرزن

جوونی که فیله سفارش داده بود همینجور که با موبایلش بازی می کرد گفت: اینارو واسه سگت میخوای مادر؟!

پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سگ؟!!

جوون گفت: اره … سگ من این فیله هارو هم با ناز می خوره … سگ شما چجوری اینارو می خوره؟!

پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه … شکم گشنه سنگم میخوره

جوون گفت: نژادش چیه مادر؟!

پیرزنه گفت: بهش میگن توله سگ دوپا ننه …ایناره برای بچه هام میخوام ابگوشت بار بذارم !

جوونه رنگش عوض شدچند تیکه بزرگ از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن


پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره برای سگت نگرفته بودی؟!

جوون با شرمندگی گفت: چرا !

پیرزن گفت: ما غذای سگ نمیخوریم ننه … بعد فیله ها رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتهاش رو برداشت و رفت !

قصابه هم شروع کرد به وراجی که: خوبی به این جماعت نیومده آقا … و از این چرندیات ...
و من همینجور مات مونده بودم ...http://day2daytak.mihanblog.com/


تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393 | 22:58 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟
شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم.استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟ آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد می‌زنیم؟
,
شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد را راضى نکرد.سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان از یکدیگر فاصله می‌گیرد. آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشدhttp://day2daytak.mihanblog.com/



تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393 | 22:54 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)




عاشق شدن .
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره .
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری ..
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری .
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی .
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی .
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
آخرین امتحانت رو پاس کنی .
کسی رو که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه .
توی جیب شلواری که از سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی .
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری وبهش بخندی !!!
نیمه شب تلفن داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه .
بدون دلیل بخندی .
بطور تصادفی بشنوی که یه نفر داره از ت تعریف می کنه .
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یادت می یاره .
عضو یک تیم باشی .
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی .
دوستهای جدید پیدا کنی .
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی .
کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی .
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده .
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی .
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره .
یادت بیاد که دوستهای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردن و بخندی و بخندی و ........ باز هم بخندی .
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند ...
قدرشون روبدونیم .
"زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کنی، بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد"
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده، تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده .

http://day2daytak.mihanblog.com/


تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393 | 22:51 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)


قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.

به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!

ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.

عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.

کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!

کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم


به بهشت نمیروم اگر مادرم آنجا نباشد(http://day2daytak.mihanblog.com/)



تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393 | 22:45 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

چهارتن از انبیاء به چهار جمله سخن گفتند:حضرت موسی (ع)میفرمایند هرکس از همراه بد دوری کند.گویا به تورات عمل کرده است. حضرت داوود(ع)میفرمایند:هرکس نفس خود را از شهوات باز دارد گویا به زبور عمل کرده است.حضرت عیسی(ع)میفرمایند:هرکس به قسمت خداوند راضی باشد گویا به انجیل عمل کرده است.وپیامبر اکرم(ص)فرمودند:هرکس زبان خود را حفظ کند گویا به قرآن عمل کرده است .



تاریخ : دوشنبه 30 تیر 1393 | 13:57 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

روایتی به این مضمون است که فقرا 500 سال قبل از اغنیا وارد بهشت میشوند.طوری که در آن لحظه مردم آرزو میکنند که کاش فقیرترین فقیرها در دنیا بودند.(چنانکه پیامبر(ص9 دعاکردند که خدایا مرا با فقرا محشور کن)



تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 21:48 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)

وصیت آقای نخودکی اصفهانی به پسرش: هر مقامی که من به دست آوردم.به خاطر احترام به فرزندان حضرت زهرا(س) است. هر طور می توانی .جاناومالا آنها را کمک کن



تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 21:40 | چاپ | نویسنده: میلاد | نظرات (0)
1 2 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
ztfhtbji9xir1g6d9tz.jpg
.: Weblog Themes By SlideTheme :.